تویی بهار عمر - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:09
تویے بهار عمر من ، تو را به ڪس نمیدهم تو اے گل شڪفته ام ، به خار و خس نمیدهم تو در میان سینه ام ، یگانه عشق وافرے تورا به جان سفارشه ام ، به قصه پس نمیدهم تو عشق بیمثال من ، میان قوم حسرتے مرا ببخش ڪه حسرتت ، به هر نفس نمیدهم چو خورده بال آرزو به میله هاے آهنین به شهپرت قسم خورم ، ڪه بر قفس نمیدهم م...
ای غریبه - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:09
تو كيستی كه پراكنده در هوای منی؟تنيده‌ای به وجودم، ولی سوای منیكجای زمزمه‌هايم، كجای حادثه‌ای؟كجا بجويمت ای جان! كه ناكجای منی گره زدی به نگاهت كلافِ چشم مرابه اين گره زدنت هم گره‌گشای منیدر اين هجوم سياهی كه ماه پيدا نيستچه باكم از بيراهه؟ كه روشنای منیكسی شبيه تو در من، مرا به دريا بردرسيده‌ام به ...
دیدار تو - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:09
دیدار تو.... دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حوصله ناچارِتوبودمتونازترین حادثه در زندگی منمن شاخ ترین عاشق بی عارِتوبودمتاآخرِ بی حوصلگی شعرنوشتمهرشب که توخوابیدی وبیدارِتوبودمهرثانیه آتش زده ام پیرهنم رامن ریزَعلیِ سخت فداکارِتوبودمهرفتنه که کردی تو، مراحصرنمودندمن موسویِ خسته زِ افکار...
ندارمت - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:09
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمتبر سینه می فشارمت اما ندارمتای آسمان من که سراسر ستاره ایتا صبح می شمارمت اما ندارمت در عالم خیال خودم چون چراغ اشکبر دیده می گذارمت اما ندارمتمی خواهم ای درخت بهشتی، درخت جاندر باغ دل بکارمت اما ندارمتمی خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گلبر سر نگاه دارمت اما ندارمت
نمیبینم - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:09
نمیبینم.... . زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینمبر این تکرار در تکرار، خاتمهی نمی بینمبه دنبال خودم چون گردبادی خسته میگردمولی از خویش جز گردی به دامانی نمیبینمچه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی ارزش!که غیر از مرگ، گردن‌بند ارزانی نمیبینمزمین از دلبران خالی است یا من چشم و دل سیرم؟که می گردم ولی...
قسمت پایانی - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:09
. . يا گرمى يک بوسه به پيشانى من باشيا علت يک عمر پريشانى من باشبا فاصله‌اى امن، كه آسيب نبينىبنشين و فقط شاهد ويرانى من باش هر بار كه عاقل شده‌ام خير نديدميک بار بيا و تو به نادانى من باشمن جاى تو با لحن و لبت شعر بخوانمتو جاى من و محو غزلخوانى من باشناچار به مرگم؛ ته اين قصه بيا و يک معجزه در قسمت...
تمام من شوی - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:09
میشود آیا شبی مهتاب شام من شوی؟ لحظه زیبای وصلم اختتام من شوی؟میشود چون کفتری درتنگنای یک غروب سر زده جلد هوای پشت بام من شوی؟ یا که گیسو را برافشانی به تاق شانه ها درهوای همدلی هایت به نام من شوی؟منکه درخلوت سرایم جز تمنای تو نیست میشود بنیان گزار ازدحام من شوی؟تا عسل میباری از اندیشه لبهای خویش می...
قســمت پایانی... - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 22:18
. . يا گرمى يک بوسه به پيشانى من باشيا علت يک عمر پريشانى من باشبا فاصلهاى امن، كه آسيب نبينىبنشين و فقط شاهد ويرانى من باشهر بار كه عاقل شدهام خير نديدميک بار بيا و تو به نادانى من باشمن جاى تو با لحن و لبت شعر بخوانمتو جاى من و محو غزلخوانى من باشناچار به مرگم؛ ته اين قصه بيا و يک معجزه در قسمت پا...
تمام من شوی... - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 22:18
میشود آیا شبی مهتاب شام من شوی؟ لحظه زیبای وصلم  اختتام  من شوی؟میشود چون کفتری درتنگنای یک غروب سر زده جلد هوای  پشت بام من شوی؟یا که گیسو را برافشانی به تاق شانه ها درهوای همدلی هایت به نام من شوی؟منکه درخلوت سرایم جز تمنای تو نیست   میشود بنیان گزار  ازدحام  من شوی؟تا عسل میباری از اندیشه لبهای خ...
ترا... - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 22:18
یکی به لطف نشانم نداد کوی ترامگر به خواب ببینم خیال روی تراچنین که با من سرگشته بی وفا شده ایبه گور می برم ای دوست آرزوی ترانشد که این دل ِ دیوانه در میان نکشدبه هر کجا که نشستیم ، گفت و گوی ترا ...
...گلم - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم حال من حال پریشان قشنگی ست گلم قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم ... زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم سرنوشت من و تو روز ازل تعیین شد ... فال ما داخل فنجان قشنگی ست گلم نوحم از لطف تو بانو ... که تمام عمـــــــرم : (( راه رفتن توی دالان قشنگی )) ست گلم من لامذهب ...
.....مرا - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
چقدر ساده به هم ریختی روان مرا بریده غصّه ی دل کندنت امان مرا قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد به هر زبان بنویسند داستان مرا گذشتی از من و شب های خالی از غزلم گرفته حسرت دستان تو جهان مرا سریع پیر شدم آنچنانکه آینه نیز شکسته در دل خود صورت جوان مرا به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه خدا گرفت به دست تو ...
.... یا نه - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
مرا راه گلو ای بغض غم، وا می کنی یا نه برایم چاره ای جز گریه پیدا می کنی یا نه ببین سوز درونم از خطوط چهره ام پیداست تو هم در چهره ام غم را تماشا می کنی یا نه دلم در هر طپش صد بار آواز تو را خواند نمی دانم تو هم یاد دل ما میکنی یا نه فشردم بار ها زنگ در میخانة چشمت که آیا بین عشاقت مرا جا می کنی یا ...
....چرا؟؟ - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
شعله دارم میکشم در تب، نمی فهمی چرا؟ تاب بی ماهی ندارد شب، نمی فهمی چرا؟ اهـل آه و نالـه کردن نیستم جان من است اینکه هر دم می رسد برلب نمی فهمی چرا؟ ذوب دارم می شوم هر روز می بینی مگر؟ آب دارم می شوم هرشب نمی فهمی چرا؟ آنچه من پای بدست آوردن چشمت زدم قید دینم بود لامذهب نمی فهمی چرا؟ بین مردم مثل من...
...تو رفته ی - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:57
تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود! غـــم تمام این جهــان برابرم نمی شود هزار بار گفته ام به خود که رفته ای ولی به سادگـــی نبودن تـــو از برم نمی شود چطور می شود تـــو رفته باشـی از کنـــار من؟! که هر چه می کنم که از تو بگذرم ؛ نمی شود! نمی شود! چطور بی تو سر کنم؟! خودت بگو! دگر دوام مــی شو
... تو را میبوسم - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:57
دل می شود از تو قرص با یک بوسهاحوال مرا بپرس بــــــــــــا یک بوسه لب های تو نسخه ای مرا پیچیدند صبح و شب و ظهر، قرص، با یک بوسه!! ................................................ مصراع نخست: من تو را می بوسم در مصرع بعد هم تو را می بوسم ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا شعر خودم است من تو را می بوسم! .
....خودم - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:57
رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به هم می ریزدگریه ام مثل خودم مثل غمم تکراری ستبسته ی خالــی قرصم پُر ِ از بیداری ستبسته ی خالـی یک پنجــــره در دیوارشبسته ی خالی یک زن وسط ِ سیگارشبسته ی خالی خورشید ِ به شب تن دادهبستــه ی خالــــی یک خانـه ی دور افتادهبسته ی خالی یک عاشق جنج
...بکام دیگران باش - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:57
دنیای شیرینت به کـام دیگران باشد لبخندهایت سهم از ما بهتران باشد کج کرده راهش را به سمت دامنت خورشید پرچیــن گلهـــای تـــــو وقتـــی زعفران باشد گلگونه های شرجی شهریور گیلان نارنـــج های نوبــــر مـــازندران باشد یک دکمــــه از پیراهنت افتاده در کوچــه جوینده اش یابنده ی گنجی گران باشد شب زنده تر ش
... مرهم - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:57
من از تبار تیشهام ، با من غمی هست در ریشهام احساس درد مبهمی هست بـر گیسوانـم بـوسـه زد روزی خداوند در سرنوشتم راه پر پیچ و خمی هست وقتی مرا با خاک یکسان خواست، یعنی در نقشــهی جغرافیــای من بمی هست سهــم من از شادی شبیه آفتـاب است او هم نمیداند که حتا شبنمی هست! جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین آ...
...دفن کنید - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 13:57
می روم حسرت دریای مرا دفن کنید اهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن کنید لـحدم را بگذارید بــــه روی لـحدم شـال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند وقت تنـــگ است بخـــــارای مرا دفن کنید صخره ام،صخره که دلتا شده از سیلی رود دل که خـوب است فقط "تا"ی مرا دفن کنید تا پر از رو